۸- تلنگر!

سلام به همه دوستای خوبم ...01.gif

چند روز پیش یه داستان کوتاه خوندم که خیلی تکاندهنده بود... هر چند که این داستان٬ یه داستان تکراریه که مرتبا برامون اتفاق می‌افته. بد نیست شما هم بخونیدش:

25rowax.jpg

مردی خواب عجیبی دید.
او در عالم رویا خواب دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هائی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه هائی می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید: "شما دارید چه کار می کنید؟"
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، جواب داد :"اینجا بخش دریافت است، ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسد به خداوند تحویل می دهیم."
مرد کمی جلوتر رفت. باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهائی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هائی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: "شماها چکار می کنید؟"
یکی از فرشتگان با عجله گفت: "اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم."
مرد کمی جلوتر رفت و فرشته ای را دید که بیکار نشسته.
مرد با تعجب از فرشته پرسید: "شما اینجا چکار می کنی و چرابیکاری؟"
فرشته جواب داد: "اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب تصدیق دعا را بفرستند. ولی تنها عده بسیار کمی جواب می دهند..."
مرد از فرشته پرسید: "مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند؟"
فرشته پاسخ داد: "بسیار ساده است... فقط کافیست بگویند: خدایا متشکریم..."02.gif

...

خداوند در آیه ۶۷سوره مبارک بنی اسرائیل در وصف حال آنان که از او غافل شده اند، می‌فرماید: «اگر شما در وسط دريا گرفتار شويد، معبودان خود را فراموش مى نماييد و مخلصانه به تنها او التماس مى‌کنيد. اما همين که او شما را به ساحل نجات مى رساند، شما روى مى گردانيد. حقيقتاً، که انسان ناسپاس است...»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واقعا چقدر از خدا٬ بخاطر محبتهای همیشگی اش تشکر می‌کنیم؟... فرموده: اگر بنده من می‌دانست که چقدر او را دوست دارم٬ هر آینه از شوق جان می‌داد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کمتر از یه ماه دیگه٬ قراره بریم مهمونی! پیش همونی که همش اذیتش می‌کنیم٬ ولی اون فقط با محبت جوابمون رو می‌ده... باید خودمون رو آماده کنیم... کسی می‌دونه چی ها باید پوشید؟ چی ها باید برداشت؟ چی کارا باید کرد؟...

خدا نگهدار همتون باشه.01.gif

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينوس کاروتيد

اي پسر عمران! هر گاه بنده اي مرا بخواند ، آنچنان به سخن او گوش مي سپرم كه گويي بنده اي جز او ندارم.اما شگفتا كه بنده ام همه را چنان مي خواند كه گويي همه خداي اويند جز من... آپم.خوشحال ميشم از حضورتون

اميرعلي

آخ گفتي مهمونييييي!!!! دلم لك زده واسه اينكه بازم بپرم تو بغلش! مثل قديمها كه مي پريدم بغلش! چقدر هم مزه مي داد! كاشكي بازهم بشه پريد.....

پسرک

از خدا غافل شدند و خدا را از ياد بردند , پس خدا خودشان را از خودشان فراموشاند و خودشان را از خودشان غافل ساخت....

سينوس کاروتيد

خوب دکتر جان من مجبورم ترکی ياد بگيرم.چون تبريز درس می خونم

دریا

تو را سپاس که با آنکه می‌دانی، بردباری و در اوج توانايی می‌بخشی! بردباری‌ات چنان است که مرا با گستاخی بر گناه می‌انگيزد! چنانم وامدار پرده‌پوشی خود کرده‌ای که به کم‌شرمی‌ام فرامی‌خواند! سرورم! اين منم ريزه خوار خان تو بوده‌ام: همان نادانم که تو او را آموزش دادی! همان زمين‌خورده که تو با دستگيری خود بلندش کردی! همان ذليل که تو عزتش دادی! همان گنهکار که بر گناهش پرده افکندی! اينک اعتراف می‌کنم که: من همان بندة سرافکنده‌ام که بر سرورش گستاخی کرده است... مرا درياب!

آيينه

حرفی ندارم .فقط هميشه از خدا گله کردم اون که اين همه لطف داشته به من و اين همه چيز خوب داده بهم چرا سپاسگزاری نسبت به خودش رو ازم دريغ کرده ....

محمد

من موندم تو با اين روحياتت چطوری فکر رفتنی. حتما به توصیه من عمل کن. راستی دکتر رو چه کردی؟

پسرک

سلام مطلبم رو ويرايشيدم ...

آرمان

سلام. می دونم آقا.می دونم ريشه اين دردسر ها کجاست. يک بيگی بسازم . يک بيگی بسازم که کلا بشه ۴۰ کيلو!!!!!! تا حالا فکرش رو کردی؟ بيگيه ۴۰ کيلويی؟؟ تا بعد.