۲۰- ارزش خود را بدانيد.

سلام دوستای خوبم!01.gif

چند روز پیش٬ یکی از دوستای قدیمی رو دیدم. خیلی درهم بود. اتفاقات بدی براش افتاده بود و احساس می کرد دیگه نمی تونه طاقت بیاره و دیگه همه چی نابود شده! همه دوستا یه جور دیگه بهش نگاه می کنند و دیگه قبولش ندارن. بی اختیار یاد یه داستان آموزنده افتادم که قبلا خونده بودم:

يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد :  " کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ " دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت :  " من می خوام اين 20 دلاری رو به يکی از شما بدم. اما اول بذارين يه کاری بکنم. "  سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد :  " کسی هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد ؟ " باز دست ها بالا رفت.
او اينگونه ادامه داد :  " خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ "  و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد.
سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت :  " هنوز کسی هست که اين 20 دلاری رو بخواد ؟ "  اما هنوز دست ها در هوا بود.
سخنران گفت : " دوستان من ، همگی شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بی توجه به اينکه من چه بلايی سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزيد."


خيلی از اوقات در زندگيمون، به واسطه تصميم هايی که می گيريم و وقايعی که واسه مون پيش مياد، پرتاب، مچاله و به زمين ماليده می شيم! در اين جور مواقع احساس می کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم. اما مهم نيست که چه اتفاقی افتاده يا خواهد افتاد، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهيد: تميز يا کثيف، مچاله يا صاف، باز هم شما از نظر اونايی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادی دارين. ارزش زندگی ما با کارهايی که انجام می دهيم و افرادی که می شناسيم تعيين نمی گردد٬ بلکه بر اساس اون چيزی که هستيم تعيين می شه.

موافقید؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند روزی به دعوت استاد عزیز جناب آقای دکتر شفیعا رفته بودم تبریز. سمینار بررسی فرصتهای بازسازی منطقه آزاد تجاری ارس (جلفا). اتفاقات جالبی و عجیبی13.gif افتاد که سعی می کنم تو پست بعدی در موردشون بنویسم.

یا حق!

/ 21 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد فريد

ای آقا تو باز هم به همشهريهای ما گير دادی ها..قبلاٌ پسر خوبی بودی الان که شدی بچه پايتخت تو هم مثل اينکه راه افتادی؟

عبدالله

سلام. مطلب خيلی زيبايی بود. کمکی برای حال فعلی من. اما يک سوال ! وقتی انسانی را مچاله ميکنند مثل اسکناس شما نيست، ديگه خواهان نداره. مگر اينکه سعی کنه دوباره موقعيت قبليش را به دست بياورد که البته کار سختی است. اصلا آدمها را مچاله ميکنند که از نظرها حذف شود!

آيينه

من هم تا حدودی با دوستان موافقم . این موضوع مثل نمودار تنش کرنش تو مقاومت مصالح است بعضی تغییرات تو محدوده الاستیکه که آدم بر می گرده ولی اگه به نقطه شکست و تسلیم برسی تغییر حالت دائمی می شه . مهم اینه که بتونیم مقدار این نقطه تسلیم رو افزایش بدیم . به نظرات محمد اضافه کنم " بابا استاد عزیز "

سينرژی

سلام انسان يک فرق با آن اسکناس دارد. اسکناس پس از به زمين افتادن و له شدن٬ چيزی از ارزشش کم نمی‌شود٬ اما انسان بعد از زمین افتادن: اگر بلند شود٬ هزاران مرتبه به ارزشش اضافه خواهد شد. ولی اگر بلند نشود٬ ...

سينوس کاروتيد

به به ميبينم که تبريز تشريف آوردين.ميگفتيدگاوي گوسفندي قربونی کنيم اينجا اتفاقای خنده دار زياد ميفته

يك نفر مثل بقيه

بله من ليسانسم دانشکده راه آهن بودم... نه بابا ما هنوز دانشجوييم... اين درس ( تعرفه و حمل و نقل ) يه استثنا بود که من دو -سه جلسه اش رو بايد درس بدم... علتش هم اينکه استاد اصلی درس متاسفانه ناباورانه فوت شدند و من چون زمینه کاریم سازمانهای بین المللی حمل و نقل هستش و با ایشون تقریبا یه یه سالی کار کرده بودم ازم خواستن که این بخش رو من بگم... همين...

کوچولو

دوستان مساله رو از همه جهت بررسی کردن. من چی بگم دیگه. ولی می دونی؟ بازم اسکناس تميز و نظيف از اون مچاله هه بهتره. بعدشم در واقعيت اين طوری نيست. نگاه کن ديگه.

ته طاغاری ؛))

بهارک

سلام باهاتون موافقم! چون اينو خيلی حس کردم! ولی ميدونيد اين احساس از کجا مياد؟ وقتی آدم از خودش رضايت نداشته باشه... وقتی اتنظاری که از خودش داره رو برآورده نمی کنه....وقتی با اينکه ميدونه ارزشش يه دنياست باز خودشو دست کم ميگيره.... اين نظر منه چون وقتايی که اين فکرا مياد سراغم ميشم يکی مثل همون دوستتون!!!! خوش باشيد

مسافر کوير

سلام.از خوندن نوشتت لذت بردم...مسافر کوير به روز شد..يا علی