سرزمینهای دور

۵- بعد از تعطيلات!
نویسنده : آرنوش - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٠
 

سلام!

من چند روزی نبودم! (البته با این دنیای مجازی نمی دونم معنیش چی میشه! در هر صورت من یه چند روزی دسترسی درست و حسابی به اینترنت نداشتم٬ چون تهران نبودم. آهان!! تهران نبودم.)

راستش دیدم تعطیلیه٬ گفتم یه سر برم کرمانشاه. بخصوص که هم روز پدر بود و هم نتایج دانشگاه رو داده بودن و باید به داداش کوچیکم (محمد حسام) برای انتخاب رشته کمک می کردم. تو هفته قبل چند تا اتفاق افتاد که بعضی هاش مهم بود:

  • امیرحسین رفت! (البته فکر کنم٬ چون قرار بود سه شنبه بره و من آخرین بار که دوشنبه باهاش صحبت کردم٬ هنوز قرار بود بره!)
  • محمد عزیز (شالچی فرد) متولد شده و در عین حال PMP شد!! البته فکر کنم اول PMPشد، بعد متولد. به هر حال آقا مبارکه!!!
  • علیرضا قنادان از دوره طاقت فرسا و نفس گیر آموزشی برگشت (نمی دونم٬ شاید هم برنگشته باشه!! آخه کسی از این بنده خدا خبر نداره که!). اونجوری که شنیدیم (از چند تا از همرزماش که زودتر برگشته بودن) توی این مدت رشادتهای بی نظیری از خودش نشون داده و چندین بار از کیان این مرز و بوم دفاع کرده!! حالا چه جوریش٬ بماند...
  • نتیجه امتحان MCHE رو گرفتم و در کمال ناباوری! دیدم که قبول شدم!! اونم با نمره ۷۰ !! خدائیش کلی حال کردم٬ آخه اصلا فکرش رو هم نمی کردم٬ آخه بدلیل مشغله کاری اصلا فرصت نکردم بخونم٬ بعلاوه کلی بچه ها منو ترسونده بودن. موقعی که توی سایت دنبال نمره ام بوده٬ داشتم فکر می کردم که اگه مثلا ۴۸٬۴۹ شده باشم چقدر دلم می سوزه (آخه می دونین که حدنصاب قبولی ۵۰ است و نمره این امتحان برای آزمون جامع لازمه.)

دیگه همینا.

خیلی دلم می خواست راجع به میلاد مولود عزیز کعبه حضرت علی (ع) و شهادت حضرت زینب (س) مطلب بنویسم که متاسفانه بدلیل سرعت بد اینترنت توفیق نشد. امیدوارم بتونم توی مناسبتهای بعدی بنویسم.

در پناه خدا باشید.


 
comment نظرات ()