سرزمینهای دور

۱۹- عيد مبارک.
نویسنده : آرنوش - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۳
 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

ماه رمضان امسال هم تموم شد... با همه اتفاقاتش، با شبهای قدرش، با سحرهای لذتبخشش، با افطارهای دوست داشتنی اش، با کم خوابی هاش، با دعاهای قشنگش...
نمی دونم رمضان سال دیگه ما هستیم یا نه... امیدوارم همه از رمضان امسال استفاده مناسب رو برده باشند...

صبح عید با امیرعلی رفتیم نماز عید فطر مصلی. جاتون خالی خیلی حال داد. مثل همیشه کلی روحبخش و دلنواز بود... نماز زیر سقف آسمون... اونم چه نمازی... نماز واسه تشکر از کسی که یه ماه خونه اش مهمون بودی و کلی زحمت بهش دادی... خداجون ممنون.
امسال قالیباف هم کولاک کرده بود. پذیرائی از نمازگزارا داخل اتوبوس با کیک و شیر پاستوریزه!! کاری به جنبه های سیاسیش و ... ندارم، ولی خدائیش یکی از معدود دفعاتی بود که احساس کردم یه نفر واسه مردم مملکت احترام قائل شده و بجای لاف و یقه چاک دادن و قربون صدقه رفتن، یه کار اساسی انجام داده. هر چند خودم منتقد بعضی از کارای شهرداری هستم، ولی این یکی رو خیلی خوشم اوم. دستت درد نکنه سردار!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعطیلات!
یه تعطیلات غیرمنتظره! بدون هماهنگی. بدون خبر قبلی...
برای من که از نبودن برنامه ریزی بشدت ناراحت می شم، فاجعه بود... (البته بماند که با توجه با کمبود خواب شدید، یه جورائی این فاجعه رو استقبال کردم!)
نمی دونم چی بگم... هیچکی از استراحت بدش نمی آد، ولی آخه اینطوری؟
کاش این رئیس جمهور محترم تو چند سالی که علم و صنعت بود، یه تک پا دانشکده صنایع هم میومد و با بحثهائی مثل برنامه ریزی و ... یه حال و احوالی می کرد...

اینم جدیدترین عکس از امیرحسین از کانادا. چند روز پیش تولدش بود. اونجا پیش دوستای جدیدش جشن گرفته بود.

یادش بخیر سالهای قشنگ زندگی توی جشنواره با امیرحسین، علی و علیرضا...
دلم برای اون موقع ها تنگ شد... برای دوران لیسانس ... بهترین سالهای عمرم... بی دغدغه، بی غل و غش...

یا حق.


 
comment نظرات ()