سرزمینهای دور

۱۴- روزگاری جنگی بود...
نویسنده : آرنوش - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٧
 

عملیات بود.
بیسیم بود. فرمانده بود. او را می خواست. گفتیم خوابیده.
عصبانی شد. از پشت بیسیم داد زد. گفت: "حالا چه وقت خوابیدنه؟ بیدارش کنید. زود باشید."
گفتیم: "حاجی حواست کجاست؟ داریم میگیم خوابیده."
حاجی انگار یادش افتاد خوابیدن رمز بود که گفت: " انا لله و انا الیه راجعون."
از کتاب "روزگاری جنگی بود..."، تالیف مهدی قزلی

--------------------------------------------
کجائید ای شهیدان خدائی...
دیروز آخرین روز از هفته دفاع مقدس بود و به نام شهدا نامگذاری شده بود... یادم رفته بود...
گاهی وقتها دلم برای شهدای عزیزمون تو جنگ خیلی میسوزه که چقدر غریب مانده اند... چه زود از یاد ما رفته اند و دیگر حتی شاید از یادآوری آن روزها چندان راضی نباشیم...

به قول شهید سید مرتضی آوینی: "پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند؛ اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند."

یه فایل اینجا گذاشته ام. بد نیست گوشش کنید. حدیث غربت شهداست...
یا حق


 
comment نظرات ()