سرزمینهای دور

۱۳- مهمونی!
نویسنده : آرنوش - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢
 

دوستان سلام!
حالتون چطوره؟ امیدوارم همتون خوب و خوش باشید.
من هنوز کاملا برنگشتم (منظورم به شرایط عادیه!!)، فقط گفتم یه سری بزنم، بچه ها نگران نشوند!! (آخه نه خیلی هم نگران شدن!)
حقیقتش اینکه ایشالا ما سه شنبه چهارشنبه داریم میریم اسباب کشی. اونائی که اعلام آمادگی کرده بودند، بجنبند جا نمونند، وسایل ما محدوده، ممکنه به همتون نرسه
از دوستان خوبی هم که همچنان هوای پست شماره ۱۰رو دارند، صمیمانه سپاسگزارم. داره به ۱۰۰می رسه! چیزی نمونده. یه خورده دیگه تلاش کنین لطفا!

ماه قشنگ مهمونی خدا هم داره شروع می شه... ماه رمضون... امروز رو هم طبق معمول همه سالهای گذشته، مونده بودیم که ماه رویت می شه یا نه. البته امسال دلائل دیگه ای رو هم برای عدم رویت هلال ذکر کرده بودند (قضیه خانم انصاری و ...!) که خب، تائید نشد!!
از شوخی گذشته... هم خیلی خوشحالم و هم استرس دارم... شبهای قدر داره می رسه... حالم عین شبهای امتحانه... روایت شده که توی شب قدر، پرونده اعمال ما ها رو می برند خدمت آقا...
آقا جون ببخش ما رو... یه بار دیگه... شتر دیدی ندیدی... قول می دیم امسال بیشتر تلاش کنیم...
آخه تا کی اون هر سال وساطت ما رو بکنه و از خدا بخواد سال خوبی برامون مقدر بشه و اونوقت ما هی نمک نشناسی کنیم و توبه شکنی...؟
ولی با همه این استرس، خوشحالی این مهمونی اینقدر زیاده که که کاملا با اشتیاق منتظر شروعش هستم.
خدا جون ما اومدیم! تعدادمون هم خیلی زیاده! جا هست که ایشالا؟ بقیه هم الان می رسند... توی راهند...
--------------------------------------------------------
امروز روز اول تدریسم توی علم و صنعت بود... جاتون خالی، ۴ساعت پشت سر هم!! اونم با زبون روزه!
کمککککککککککککککک!!!! من تشنه ام! گرسنه هم همینطور!
چی کار کنم؟ به نظرتون آخر ماه رمضون، من زنده خواهم بود؟ اگه نبودم عید فطر جای ما رو هم خالی کنید.
--------------------------------------------------------
راستی امروز صبح یه اس.ام.اس از استانداری ... برام اومده بود که توش نوشته بود: "عید فطر مبارک!!"

یا حق.


 
comment نظرات ()