سرزمینهای دور

۱- نقطه٬ سر خط!
نویسنده : آرنوش - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٦
 

سلام!

چند وقت پیش محمد (از نوع حاجعلی) و یکی دو تا دیگه از بچه ها وبلاگهای جدید راه انداخته بودن. راستش بدجوری هوائی شدم که دوباره نوشتن رو شروع کنم (دوباره برای این میگم که این وبلاگی رو که می بینید٬ سال ۸۳ درست کرده بودم و یه چیزائی هم توش می نوشتم٬ اما مشغله زندگی نگذاشت درست و حسابی ادامه اش بدم).

نکته جالبش اینجاست که توی قسمت نظرات، محمد رو کلی نصیحت کرده بودم که بابا این کارا آخر و عاقبت نداره و بعدا نمی تونی جواب خدا و خلق خدا رو بدی و ... حالا ملت به خودمون چیا بگن خدا می دونه.

خلاصه اش اینکه با توجه به وضعیت کار و درس و کمبود وقت٬ نمی دونم چند وقت بتونم آپدیت کنم٬ اما امیدوارم که خیلی دیر به دیر هم نشه. خدائیش اگه می شد که مثل اکبر در هفته یه روز ثابت این کار رو بکنم که خیلی عالی می‌شد.

چیزای زیادی هست که دلم می خواد راجع بهشون بنویسم؛ زندگی با همه خوبیها و بدیهاش، درس خوندن با همه خاطراتش، مطالب کاری، مطالب علمی، اتفاقات روزانه و چیزای دیگه. حالا کدوماشو بنویسم، می تونید سر بزنید تا بفهمید (ضمنا با شرایطی، مطالب سفارشی هم می نویسیم!!  اگه موردی هست بسم الله.)

ما که بعد از اون نقطه، دوباره برگشتیم سرخط! تا ادامه شو خدا چی بخواد.

راستی! نمی خواین بدونین چرا اسم این وبلاگ «از سرزمینهای دور» هستش؟ ماجراش مفصله. ایشالا سر فرصت براتون می‌گم.

برای همه تون آرزوی شادی و موفقیت دارم.

یا حق.


 
comment نظرات ()